شرم چیست؟ ریشههای پنهان یکی از دردناکترین هیجانهای انسانی
- admin
- دستهبندی نشده













ارائه تصویری:« شناخت شرم و ریشههای شکلگیری آن»
شرم یکی از عمیقترین و دردناکترین هیجانهای انسانی است؛ احساسی که تقریباً همه ما در مقاطعی از زندگی آن را تجربه کردهایم، اما کمتر درباره آن صحبت میکنیم. شاید دلیل این سکوت آن باشد که بسیاری از ما حضور شرم را در درون خود تشخیص نمیدهیم، یا حتی واژه مناسبی برای توصیف آن در اختیار نداریم. گاهی نیز ترس از مواجهه با بخشهای آسیبپذیر وجودمان مانع میشود که به آن نزدیک شویم.
از نگاه روانشناسی، شرم زمانی شکل میگیرد که به جای قضاوت کردن رفتار خود، کل وجودمان را مورد قضاوت قرار میدهیم. تفاوت مهمی میان احساس گناه و شرم وجود دارد. در احساس گناه، فرد با خود میگوید: «کار اشتباهی انجام دادهام.» اما در شرم، پیام درونی به شکل دیگری است: «من اشتباه هستم.»
شرم همان صدای آرام و مداومی است که در گوش ما زمزمه میکند:
این صدا ممکن است سالها در درون ما زندگی کند، بدون آنکه حتی متوجه حضورش باشیم.
- «خوب نیستی.»
- «یک جای کارت میلنگد.»
- «اگر دیگران حقیقت تو را بدانند، دیگر دوستت نخواهند داشت.»
- «به اندازه کافی ارزشمند نیستی.»
ریشههای شرم از کجا میآیند؟
شرم معمولاً نتیجه یک اتفاق مشخص یا یک تجربه واحد نیست. این احساس اغلب در طول سالها و در بستر روابط اولیه زندگی شکل میگیرد. میتوان شرم را به کلافی درهمتنیده تشبیه کرد که از رشتههای مختلفی ساخته شده است؛ رشتههایی که بسیاری از آنها به دوران کودکی بازمیگردند.کودکی که یاد گرفت کافی نیست
هیچ نوزادی در نخستین روزهای زندگی خود باور ندارد که زشت، ناتوان، بیارزش یا دوستنداشتنی است. کودکان خود را همانگونه که هستند ابراز میکنند. وقتی ناراحتاند گریه میکنند، وقتی خوشحالاند میخندند و نیازهایشان را بدون احساس گناه یا شرم بیان میکنند. اما چه اتفاقی میافتد که سالها بعد، بسیاری از ما در اعماق وجود خود احساس میکنیم «به اندازه کافی خوب نیستیم»؟ بخش مهمی از پاسخ را باید در مسیر رشد اجتماعی و کیفیت روابط کودک با اطرافیان جستوجو کرد. بسیاری از پیامهایی که زمینهساز شکلگیری شرم میشوند، هرگز به صورت مستقیم بیان نمیشوند. کمتر والدی به فرزند خود میگوید: «تو بیارزشی.» اما کودک ممکن است همین پیام را از مجموعهای از رفتارها، واکنشها و تجربههای روزمره دریافت کند.مقایسه دائمی با دیگران
یکی از رایجترین بسترهای شکلگیری شرم، مقایسه مداوم کودک با دیگران است. کودکی که بارها با خواهر، برادر، دوستان یا همسالان خود مقایسه شده، ممکن است جملاتی از این دست را شنیده باشد:- «ببین خواهرت چقدر مرتب است.»
- «داداشت از تو بهتر درس میخواند.»
- «چرا نمیتوانی مثل بچههای خالهات مؤدب باشی؟»
- «خوش به حال مردم که چنین بچههایی دارند.»
«پس من آنطور که هستم کافی نیستم.»به مرور زمان، این احساس ناکافی بودن میتواند به بخشی از هویت فرد تبدیل شود.
تحقیر و برچسبزنی
کودکانی که به جای اصلاح رفتار، مورد تحقیر قرار میگیرند، معمولاً رفتار خود را از هویتشان جدا نمیکنند. جملاتی مانند:- «احمق نباش.»
- «دست و پا چلفتی!»
- «هیچ کاری را درست انجام نمیدهی.»
- «نادان!»
«من مشکل دارم.» «من بیارزش هستم.»
نادیده گرفته شدن احساسات
یکی دیگر از ریشههای مهم شرم، بیاعتبار دانستن احساسات کودک است. کودکی که هنگام گریه، ترس، ناراحتی یا خشم با جملاتی مانند موارد زیر مواجه میشود:- «گریه ندارد.»
- «اینقدر حساس نباش.»
- «چیزی نشده که.»
- «لوسبازی درنیاور.»
- «ترس ندارد.»
«بخشی از وجود من قابل قبول نیست.»
دوست داشته شدن با قید و شرط
شاید دردناکترین زمینه شکلگیری شرم زمانی باشد که کودک احساس کند محبت و پذیرش دیگران مشروط است. کودکی که بارها میشنود:- «اگر این کار را بکنی دوستت دارم.»
- «اگر اینطور رفتار کنی بچه خوبی هستی.»
- «اگر موفق شوی، باعث افتخار ما میشوی.»
«من به خودی خود ارزشمند نیستم؛ باید کاری انجام دهم تا دوستداشتنی باشم.»اگر توجه و محبت نیز تنها در زمان موفقیت نصیب او شود، ممکن است این باور عمیقتر شود:
«برای دوست داشته شدن باید کامل باشم.»
ما خودمان را در آینه نگاه دیگران شناختیم
در سالهای نخست زندگی، کودک هنوز شناخت روشنی از هویت خود ندارد. او خود را از طریق نگاه دیگران میشناسد؛ از طریق نگاه والدین، خواهر و برادرها، معلمان و سایر افراد مهم زندگی. اگر کودک پیامهایی مانند اینها را دریافت کند:- «تو مهم هستی.»
- «دوستت دارم، حتی وقتی اشتباه میکنی.»
- «احساساتت ارزش شنیده شدن دارند.»
- «میتوانی اشتباه کنی و همچنان دوستداشتنی بمانی.»
«من به اندازه کافی دوستداشتنی نیستم.» «من به اندازه کافی ارزشمند نیستم.» «من مشکل دارم.»
جمعبندی
در حالی که حقیقت چیز دیگری است؛ هیچ کودکی با احساس بیارزشی متولد نمیشود. شرم احساسی آموختهشده است که در بستر روابط شکل میگیرد و همانگونه که آموخته شده، میتواند شناخته، درک و به تدریج التیام یابد.
admin وبسایت